تبليغاتX
عاشقانه دوستت دارم

عاشقانه دوستت دارم

دوستت دارم به اندازه کسی که تو رو آفرید(وحيد)

مقدمه

  دلیل اینکه میخوام عاشق بمونم

تویی

 

لطفا نظر یادت نره

مرسی                                                         

         اين وبلاگ رو تقديم مي كنم به دوست خوب وعزيزم :

فرزانه روشني

فرزانه جان اميدوارم از اين وبلاگ خوشت بياد(البته قابلتو نداره)

 

      طعنه نزن به گريه هام  تنها تو ميموني برام            تنها تو مي شناسي منو اي پري زاد قصه ها

      تنها صداي پاي تو حرمت خونه منه                     كاشكي بدوني خواستنت به قيمت خون منه

     تو ساحت نگاه تو لحظه به لحظه جون مي دم          مي ميرم و خاك تنو به دست اسمون مي دم

     داد ميزنم تو كوچه ها زندگي سهم عاشقاست           گناه عشق پاي خودم هر چي كه هست لطف خداست

 

فرزانه جان:

 نميدوني چقدر كمه .فرصت پروانه شدن .شعله زدن به رسم شمع لذت ديوونه شدن. من اون

قلندر شبم شعله نمی سوزونه تنم .قربونیٍ وصال تو پوست نجيب پيرهنم

 

تویی که می پرستم تا وقتی زنده هستم

به پای عهد و پیمون تا جون دارم نشستم

عزیز جونم تویی   امید خونم تویی

دلیل اینکه میخوام عاشق بمونم تویی--->فرزانه

 

دوسم داری من ببیشتر    خاطر خوامی من بیشتر

تو جون سپردن به عشق خودت بگو کی بیشتر من بیشتر

قلب تو پاک سادست به وسعت یه دریا

اگه گذشته امروز تو باش به فکر فردا

راهی شهر چشمات دیوونه نگاتم

من عاشق اون همه دوستت دارم گفتناتم

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1384/09/02ساعت 12:31  توسط وحيد(متین)  | 

باور كن

 
  تقدیم به فرزانه عزیز:
 
 
باور کن "
ای ستاره درخشان شبهای تاریک تنهاییم
وقتی نیستی گویا هوا بارانی است(از طرف وحید)
 
 

        نمیخوام بگم دوستت دارم. چون عاشقتم

 
 
 
                       سلام ای بی وفا ای بی ترحم           سلام ای خنجر حرفای مردم

                       سلام ای آشنا با رنگ خونم            سلام ای دشمن زیبای جونم

                       بازم نامه می دم با سطر قرمز         آخه اینبار شده من با تو؟

                      هرگز   نمی خوام حالتو حتی بدونم              تعجب میکنی؟ آره همونم

                      همونی که زمونی قلبشو باخت         همونی که ازت یک بت یک خدا ساخت

                       همونم که می گفتم نازنینم               بمیرم اما اشکاتو نبینم

                       همون که دست تو مهر لباش بود      اگه زانو نمی زد غم باهلش بود

                      حالا آروم نشستم روی زاوم           ولی دیگه گذشت اون حرفا خانوم

                      تعجب می کنی؟ آره عجیبه             می خوام دور شم ازت خیلی غریبه

                      خیال کردی همیشه زیر پاتم؟          با این نامردی هات بازم باهاتم؟

                     برات کافی نبود حتی جوونیم؟         تموم شد  آره گم شد مهربونیم

             

 
این گل قشنگ و خوشگل رو تقدیم می کنم به (فرزانه):
 
 
 

اگه یه روز چشمات پر اشک شد و دنبال یه شونه گشتی که گریه کنی صدام کن.

بهت قول نمی دم که ساکتت کنم...ولی قول می دم که پا به پات گریه کنم

دوستت‌دارم‌دوستت‌دارفراموشم نكن
 
 نظر یادت نره بی معرفت
 
+ نوشته شده در  سه شنبه 1384/08/17ساعت 19:29  توسط وحيد(متین)  | 

میدونی که.....

 

 می دونی چرا وقتی گریه می کنی چشمات رو می بندی 

  وقتی می خوای بخندی و قتی می خوای کسی رو ببوس                               

                          وقتی می خوای توی رویا بری چشمات رو می بندی

                         چون قشنگترین چیزای این دنیا دیدنی نیستن

زندگی رو با تو

دنيا رو با تو

می

می خواهم...

 خواهم...

چون تو را می خواهم.

تو را می خواهم که خواستنی ترينی

عاشقانه و با تمام وجودم

http://gholbarg.blogfa.com/

+ نوشته شده در  سه شنبه 1384/08/17ساعت 19:4  توسط وحيد(متین)  | 

عهد

 

 یك عهد بستم باخودم وقتی بيا يی پيش من

به احترام رجعتت من ناز كمتر می كنم

يكشب اگر گفتی برو ديگر ز دستت خسسته ام

آنشب برای خلوتت يك فكر تازه می كنم

صحن نگاهت را به سوی اشتياقم باز كن

من هم ضريح عشق را غرق كبوتر می كنم

شعريست باغ چشم تو غرق سكوت و آرزو

يك روز من اين شعر را تا آخر از بر می كنم

گرچه شكستی عهد را مثل غرور ترد من

اما چنان ديوانه ام كه با غمت سر می كنم

زيبا خدا پشت و پناه چشمهای عاشقت

با اشك وتكرار و دعا راه تو را تر می كنم

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1384/08/16ساعت 19:20  توسط وحيد(متین)  | 

زندگی

اگر مي داني در اين جهان كسي هست

كه با ديدنش رنگ رخسارت تغيير مي كند

وصداي قلبت آبرويت را به تاراج ميبرد ،

مهم نيست كه او مال تو باشد ،

مهم اين است كه فقط باشد

زندگي كند ، لذّت ببرد

و نفس بكشد

 

 

 

جون مي كنيم تو زندگي ، حس مي كنيم كه زنده ايم

جوونيها رو باختيم و فكر مي كنيم برنده ايم

 

نشون ميديم كه كوهيم وهيچكي حريفمون نشد

كوه شدن اختياري نيست ،  زندگي مهربون نشد

 

تا يك شكسته مي بينيم ،  واسش چه اشكها روونه

خودمونم خوب مي دونيم ،  كه از دل تنگمونه

 

دل ميشكنيم مي سوزونيم ، اصلا" مهم نيست واسمون

اما تا مارو مي شكنن ، مي ناليم از دست زمون

 

ظاهر كارم كه شده ،  قهقهمون به آسمون

كلي برو بيا داريم ، اما چقدر بي هم زبون

 

گول مي زنيم خودمونو به آب و رنگ زندگي

عاشقي رو مي خوايم ولي ، براي رفع خستگي

 

به سادگي دل ميديم و به سادگي دل مي كنيم

واسه يه لحظه دلخوشي به هر دري در مي زنيم

 

روز و شبامون مي گذره ، بي خبر از دل  پير شده

يادش به خير جووني رو وقتي مي گيم كه دير شده

 

با همه اون برد و باخت ، بايد كه از نو زد و ساخت

بايد با رويا آشتي كرد ، بايد كه عشق رو خوب شناخت

 

جمله ي دوستت دارم و بايد به جاش گفت و شنيد

دارو باشيم نه داروغه ، بايد به آيينه رسيد

 

دارو باشيم نه داروغه ،  بايد به آيينه رسيد

دارو باشيم نه داروغه ، بايد به آيينه رسيد

 

 

             

+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/08/15ساعت 11:6  توسط وحيد(متین)  | 

تبریک

برد استقلال بر پرسپولیس رو هم به استقلالی های عزیز تبریک و به پرسپولیسی ها مثل همیشه تسلیت عرض میکنم(وحید)
+ نوشته شده در  شنبه 1384/08/14ساعت 17:54  توسط وحيد(متین)  | 

 

تقدیم به بانوی رویاهام... (فرزانه) 

نمی دونم چی بگم
تنها چیزی که می خوام بگم اینه که دیگه از همه چی سیر شدم و تنها آرزوئی که دارم
اینه که دیگه خدا منو از روی زمین برداره
زندگی خیلی برام سخت شده
   

سلام ای بی وفا ای بی ترحم       سلام ای خنجر حرفای مردم

سلام ای آشنا با رنگ خونم         سلام ای دشمن زیبای جونم

بازم نامه می دم با سطر قرمز      آخه اینبار شده من با تو؟ هرگز

نمی خوام حالتو حتی بدونم       تعجب میکنی؟ آره همونم

همونی که زمونی قلبشو باخت  همونی که ازت یک بت یک خدا ساخت

همونم که می گفتم نازنینم       بمیرم اما اشکاتو نبینم

همون که دست تو مهر لباش بود  اگه زانو نمی زد غم باهلش بود

حالا آروم نشستم روی زاوم        ولی دیگه گذشت اون حرفا خانوم

تعجب می کنی؟ آره عجیبه        می خوام دور شم ازت خیلی غریبه

خیال کردی همیشه زیر پاتم؟     با این نامردی هات بازم باهاتم؟

برات کافی نبود حتی جوونیم؟   تموم شد  آره گم شد مهربونیم

فرزانه جان دوستت دارم از صمیم قلب(وحید)
 

 


 به چشمات بياموز  كه هر كس ارزش ديدن ندارد

=================

هر کس بطریقی دل ما میشکند

بیگانه جدا دوست جدا میشکند

بیگانه اگر میشکند حرفی نیست

من در عجبم دوست چرا میشکند


 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1384/08/12ساعت 20:44  توسط وحيد(متین)  | 

افسوس

به هر كس كه دوست نداري بياموز كه

فرزانه جان دوستت دارم (وحید)

 

نمي دونستم سكوتم روزي مرا خواهد شكست ،نمي دونستم ناجي من روزي مرا به كام مرگ مي فرستد،

نمي دانستم كسي كه هر لحظه به يادم بود در مواقعي كه من محتاج او هستم مرا از ياد مي برد

در اين دنياي هيچ وفاي به عهدي پيدا نيست

 

در اي ديار بي كسي،كسي به در نمي زند

                                                          ز غصه و دلواپسي پرنده پر نمي زند

كاش مي شد عشق را با تمام سادگي تقديم كرد

اما افسوس كه در اين لحظه عاشق و معشوقي نمي بينم

 

تقدیم به بهترینم...

 نمی خواهم به جز من دوستدار ديگری باشی

برای لحظه ای حتی به فکر ديگری باشی

 نمی خواهم صفای خنده ات را ديگری ببيند

نمی خواهم کسی نامش به لبهای تو بنشيند

نمی خواهم کسی نقش چهره ات در خاطرش ماند

نمی خواهم نگاهی در نگاه تو در آميزد

 نمی خواهم به غير از من بگيرد دست تو دستی

نمی خواهم کسی يارت شود در ره مستی

 نمی خواهم به جز من يار کسی باشی

گل نازم!نمی خواهم خاروخسی باشی

نمی خواهم کسی با يار من سخن گويد

اگر چه قاصدم باشد که تا پيغام من گويد

 نمی خواهم به گورستان رود آن يار محبوبم

مبادا مرده ای زنده شود با او سخن گويد

 *جز تو هرگز با کسی از عشق از فردا نخواهم گفت*

 

حقایق زندگی...!!!

*مرد از راه چشم و زن از راه گوش به دام ميافتد*

*دوری ، عشق را شدت ميبخشد و نزديکی ،قوت*

*پيری مانع از عشق نيست اما عشق تا حدودی مانع از پيريست*

*هرگز ندا نستم چگونه ستايش کنم تا آنکه آموختم*

*عشق ناتمام ميگويد: من تو را دوست دارم چون به تو نياز دارم*

*عشق تمام ميگويد: من به تو نياز دارم چون تو را دوست دارم*        ادامه دارد...

 

 

          

دوستت دارم يه دونه...

دلتنگی...

 

می دانی که چقدر دلم

برايت تنگ شده است

تک تک روزها را

پشت سر می گذارم

کار هايم را به انجام می رسانم

آن گاه که بايد لبخند ميزنم

حتی گاهی قهقهه می زنم

ولی قلباً تنهای تنها هستم

هر دقيقه يک ساعت

و هر ساعت يک روز طول می کشد

آ نچه مرا در گذراندن اين روزها ياری می کند

فکر به توست

و دانستن اين که

به زودی به تو خواهم رسيد... 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1384/08/12ساعت 19:52  توسط وحيد(متین)  | 

تنها و عاشق

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1384/08/12ساعت 19:32  توسط وحيد(متین)  | 

من و تو

*************************************************************

 محبت يعني: بر پاييز گريستن، با چشم بسته دنيا را ديدن، شب را چشيدن، سکوت کردن.

غم را دوست دارم چون اشک دل است ....

اشک را دوست دارم چون گواه دل است ....

دل را دوست دارم چون محبت را به من آموخت...

محبت را دوست دارم چون تو را دوست دارم....

 

و تو را دوست دارم بي آنکه بدانم چرا؟؟؟؟

_______*#####
_____*########
____*##########*
__*##############
__################ ____________*##*
_##################_________*#####*
__##################_____*##########
__##################___*#############
___#################*_###############*
____#################################*

______#### دوستت######################
_______########## دارم################
________=############# فرزانه#########
__________########################
___________*#####################
____________*##################
_____________*###############
_______________#############
________________##########
________________=#######*
_________________######
__________________####
__________________###
___________________#

 

 

اگه قلبمو شکستی به فدای یک نگاهت

این منم چون گل پرپر که نشستم سر راهت

تو ببین غبار غم رو که نشسته بر نگاهم

اگه من نمردم از عشق تو بدون که رو سیاهم

اگه عاشقی یه درد، چه كسي آن درد رو  نديده

تو بگو كدوم عاشق، رنج دوري نكشيده

اگه عاشقي گناه، ما همه غرق گناهيم

ميون اين همه آدم، يه غريب و بي پناهيم

تو ببين به جرم عشقت‌، پرپروازم بستند

تو نديدي من مغرور چه بي صدا شكستم

چه بگم وقتي كه عاشق، زخمي تيغ هلاكه

همه بال و پر زدن‌اش رقص مرگي روي خاك.

 

آشنایی یک اتفاق است و جدایی قانون

به چشمات بیاموز که هر کس ارزش نگاه کردن نداره

   به دستات بیاموز که هر گلی ارزش چیدن نداره

   به  قلبت بیاموز که کنج آن جای هر کس نیست 

نوشته

عشق را معنی کن

عشق  يعني   ريزش باران مهر

عشق  يعني   فتنه و افسون سحر

عشق  يعني   ناله هاي بي صدا

عشق  يعني    راز هاي بر ملا

عشق  يعني    همنشيني با بهار

عشق  يعني    چشم هاي اشكبار

عشق  يعني     قطره و دريا شدن

عشق  يعني     در جهان رسوا شدن

عشق  يعني     دل بريدن از همه

عشق  يعني      بيم و ترس و واهمه

عشق  يعني     كوله باري پر زغم    نازنین دوستت دارم

          عشق یعنی؟

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1384/08/12ساعت 19:23  توسط وحيد(متین)  |